وضعیت خاص صنعت گاوداری
در روزهای گذشته بسیاری از گاوداران، دامهای پر تولید خود را خشک کرده، از مدار تولید خارج کرده اند. به وفور در کشتارگاه ها، تلیسه ی باردار به تیغ سپرده شده است. برخی گاوداری هایی که در استان ها جزو مطرح ترین ها (هم به لحاظ اعتبار صاحبانشان و هم به لحاظ حجم تولید) بوده اند، رسماً تعطیل شده اند. از همه ی اینها پنهان تر و در عین حال دردآورتر این که، ذخیره ی ژنتیکی ای که حاصل تلاش مشترک و هَم انگیزی و همفکری و سرمایه گذاری و صَرف سی سال عمر صدها تن از سخت کوش ترین مردمان تاریخ کشور است، با روند فعلی ظرف چند ماه به کلی نابود خواهد شد.
مسئولان اعلام کرده اند که کارخانه های تولید فراورده های شیری حق ندارند شیر را گران تر از 630 تومان از گاودار بخرند؛ ولی آنها بررسی نکرده اند که آیا گاوها حاضرند شیری به این قیمت به گاودار تحویل دهند؟ و آیا تا چند وقت دیگر، اصولاً گاوی در گاوداری ها باقی خواهد ماند که اینچنین از خودش مایه بگذارد؟
هم اکنون قیمت تمام شده ی هر لیتر شیر تحویلی درِ کارخانه، تا 830 تومان افزایش یافته است و این در درجه ی اول به علت گران شدن نهاده ها است. در گاوداری به اصطلاح صنعتی ما، اغلب نهاده ها وارداتی هستند (جو، ذرت، سویا، کنجاله های مختلف و...). قیمت این موارد، تابع بی قید وشرط نرخ ارز است و قصه ی ارز را نیز همه می دانیم.
به کرّات از قول مسئولان، خبررسانی می شود که ما نهاده های دامی را تأمین کرده ایم و گاوداران وظیفه دارند که به قیمتی که ما اعلام کرده ایم، تمکین کنند. ظاهراً به جز خود گاوداران و مسئولان کسی نمی داند که این تأمین نهاده ها خلاصه شده است در تأمین 5% از سبوس مصرفی سالانه ی گاوداری ها؛ و البته سبوس، در گاوداری صنعتی یک نهاده ی نه چندان مهمّ است.
پیش از نوسانات ارزی چند ماه پیش، قیمت هر کیلو کنجاله ی سویای مرغوب 700 تومان بود و امروز کنجاله ای که به زحمت به قیمت 1700 گیر می آید، تقلّبی است! یعنی که نیتروژن محلول آن بیش از حدّ است و این هم یعنی که به زور اوره زنی، کنجاله را نیتروژنه کرده اند تا ظاهری پروتئینه داشته باشد.
قیمت اقلام تأمین شده از داخل (از قبیل یونجه و کاه) نیز به علل مختلفی دستور بَردار نیست. دلال (سلَف خر) در فصول کاشت و داشت یعنی در هنگامی که کشاورز خرده پا در قحطی نقدینگی است، محصول آینده را به بهایی بسیار نازل پیش خرید می کند و در فصل برداشت، به قیمتی که خودش تعیین می کند، می فروشد. کشاورز معمولاً به پیش خرید محصول از سوی خریدار نهایی یعنی گاودار روی خوش نشان نمی دهد، چرا که واقعیت ها و تجارب گذشته، دلال ها را به عنوان شریک استراتژیک به آنها قبولانده است: دلال همیشه هست و همیشه هم پول دارد.
گذشته از مسئله ی دلال ها، در حال حاضر فروش علوفه به قیمتی که برای گاودار بصرفد، برای کشاورزان به هیچ وجه مقرون به صرفه نیست. کشاورزیِ امروز ما زیادی به نهاده ها (کود شیمیایی و سمّ و...) وابسته شده و نهاده ها نیز یکی یکی از سبد حمایتی خارج شده اند. با اُفت هر روزه ی سطح منابع زیرزمینی و نیز گران شدن کارت برق و حامل های سوختی، آب بسیار گرانی استحصال می شود (بگذریم که دو سوّمش هدر می رود). دسترسی کمّی و کیفی به نیروی انسانی نیز امروز کمتر از همیشه است و از قرار، بی ارتباط با نقدی شدن یارانه ها نیست.
خلاصه این که فعلاً کشاورز می گوید اگر قرار است که یونجه را با پینه ی دست و اشک چشم و خون دل، کِشت کنم و سرانجام ارزان تر از کیلویی 500 تومان بفروشم، همان بهتر که از خیر برداشت بگذرم و در هر مرحله ای از کاشت و داشت که هستم، دست از کار بکشم و مزرعه را برای چرای گوسفندان، به یک رَمه دار اجاره دهم. و امّا کاه: الآن و در سالی که قیمت خرید تضمینی گندم هر کیلو 395 تومان اعلام شده است، کاه تا کیلویی 700 تومان نیز معامله می شود.
کاه هفتصد تومانی را گاودارانی می خرند که از این ستون تا آن ستون، امید فرجی دارند. امیدشان هم اینطور که بر می آید، چندان واهی نیست: کشتار دام های مولّد در هفته های اخیر، کاهش تولید را در پی داشت؛ گرانی ارز نیز خوشبختانه باعث کاهش صرفه ی اقتصادی وارد کنندگان شیرخشک گردید و آنها چندی است این کالا را کمتر وارد می کنند. همه ی اینها باعث شد که کارخانجات فراورده های شیری، در نهایت بین خط و نشان های مسئولان و واقعیت های اقتصادی، به دومی توجه کنند و اینک چند روزی است که کارخانه ها شیر را به قیمت واقعی می خرند.
رامین فرهادی